تبليغاتX
مارنتا

مارنتا

دوستی

انگاري آقاي خوبا

به دل سيام نظر كرد

انگاري دل سياهم

يه شب از اينجا سفر كرد

انگاری  رفت   توی   ابرا      تا بشه همدم آقا

ولی خوب نشد که باشه      همدم آقای خوبا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:3  توسط نیما  | 

يك شب از روي تو من شرمنده

شرمنده ز روي ماه تو اين بنده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:13  توسط نیما  | 

بر آن شدم که از دوستی بنویسم تصمیم گرفتم از عشق بنویسم می خواستم از وفا بگویم

"افسوس که افسانه بود"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:26  توسط نیما  | 

جمعه هفته پیش نه هفته قبلش بود که اجباراْ رفتیم و توفیق اجباری را دیدیم با تبلیغاتی جدید از محمدرضا گلزار که در این فیلم با مشکلات زندگی روزمره ایشان پرداخته می شود و باران کوثری که چتری از مو بر روی پیشانی دارد و آرایشی منحصر به فرد که نامبرده کاملاْ متفاوت از کارهای گذشته نشان داده می شود و آقا رضا عطاران مرد همیشه خندان سینمای ایران که شاهکاری دیگر از ایشان را می بینیم و همچنین پدر بزرگ ترش و شیرین که کشف بزرگ آقا عطاران بوده اند هم حماسه ای دیگر آفریدند در کل می توان گفت فیلم سینمایی توفیق اجباری که هدف اصلی آن خنداندن مردم است موفق عمل کرده و در فروش هم آمار خوبی داشته است .

جالب ترین قسمت این فیلم البته به نظر اینجانب عروسکی است که عطا گرفته برای آموزش بچه داری به رضا و این عروسک را وحشیانه به دیوار می کوبد و رضا به عطا می گوید این عروسکه موهاش به تو رفته چشاش به من !!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:49  توسط نیما  | 

یه روز  داشتم از بازار رد می شدم یه شعری با خط نستعلیق شکسته ( خیلی قشنگ) پشت یه نیسان نوشته بود که توجه من و دوستما به خودش جلب کرد گفتم شاید واسه شمام جالب باشه

من در غم تو              تو در وفای دگری

محتاج تو من               تو دلگشای دگری

در مکتب عاشقان روا کی باشد

من دست تو بوسم            و                 تو پای دگری

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 23:45  توسط نیما  | 

شدم وارد به وبلاگ خودم من

بدیدم خالی از مطلب بود آن

نوشتم مطلبی با یاد یارم

همه از آهن و آجر و سیمان

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 18:19  توسط نیما  |