انگاري آقاي خوبا
به دل سيام نظر كرد
انگاري دل سياهم
يه شب از اينجا سفر كرد
انگاری رفت توی ابرا تا بشه همدم آقا
ولی خوب نشد که باشه همدم آقای خوبا
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:3  توسط نیما
|
دوستی
به دل سيام نظر كرد
انگاري دل سياهم
يه شب از اينجا سفر كرد
انگاری رفت توی ابرا تا بشه همدم آقا
ولی خوب نشد که باشه همدم آقای خوبا
شرمنده ز روي ماه تو اين بنده
"افسوس که افسانه بود"
جالب ترین قسمت این فیلم البته به نظر اینجانب عروسکی است که عطا گرفته برای آموزش بچه داری به رضا و این عروسک را وحشیانه به دیوار می کوبد و رضا به عطا می گوید این عروسکه موهاش به تو رفته چشاش به من !!!!!!!!!!!!
من در غم تو تو در وفای دگری
محتاج تو من تو دلگشای دگری
در مکتب عاشقان روا کی باشد
من دست تو بوسم و تو پای دگری
بدیدم خالی از مطلب بود آن
نوشتم مطلبی با یاد یارم
همه از آهن و آجر و سیمان